روزهای خوب برای آدم های بد
نمایشگاه کتاب از امروز بازگشایی شد تا یکبار دیگر از فضای مسموم سیاسی فاصله بگیرم و خود را در پهنای کتاب رها کنم.
این روزها برای من یادآور ایام جشنواره فیلم و تئاتر فجر است. ایام جشنواره ها و نمایشگاه کتاب فرصت خوبی است که از تمام قیل و قال ها فاصله بگیریم و خود را در پهنای علم و فرهنگ بی اندازیم.
به ما چه ربطی دارد که در کشور چه می گذرد؟
ما برویم و کتاب خود را بخوانیم. اصلا به ما ارتباطی ندارد که چه بلای بر سر این مردم و کشور در آوردند. بعد از عمری یک معلم شد رییس جمهور بلای بر سرش در آوردند که آوردن نامش هم کفاره دارد.
هرچه به این مرد گفتیم برادر عزیز آخر اینقدر خودت را نوکر مردم خطاب نکن یک عده باورشان شده تو نوکری بیش نیستی حرف به گوشش نرفت که نرفت. هر قدر به گوشش خواندیم استاد من در این مملکت دم از قانون اساسی و عدالت نزن حرف ما باد بود او خواب.
اصلا نمی داند سخن گفتن از قانون اساسی و عدالت معادل انحراف است. هزار بار گفتیم بنشین در دارالخلافه چه کار داری که دائم از این شهر به آن شهر میروی برایت حرف در می آورند می گویند عشق خدمت دارد تا محبوب شود اما بازهم انگار نه انگار.
هرچه گفتیم باباجان پول نفت را نباید به ملت داد عده ای صدایشان در می آید به خرجش نرفت که نرفت.
خدا را شکر که از این حرف ها فاصله گرفتم و خودم را در لابلای هزاران کتاب پنهان کردم. به هر ترتیب شما هم بیایید مصلی اما نه برای نماز خواندن که مدت هاست در آنجا نماز نمی خوانند بیایید که کتاب ها را نگاه کنید اگر هم پول داشتید بخرید به خدا ثواب دارد. از کیک و ساندیس بهتر است.

